سفرنامه مصور!!(قسمت دوم)
این هم ادامه سفرنامه ما... صبح ها در هتل صبحانه سرو می شد،نسبتا متنوع بود اما از لحاظ کیفی خیلی خوب نبود.هتل هم با وجود اینکه چهار ستاره بود اما از لحاظ امکانات بسیار معمولی بود!تنها حسنی که داشت نزدیکی به خیابان استقلال بود. رستوران هتل-یکشنبه 8/4/93 اینجا هم جوجوی من مشغول بازی با ماشینش هستش.این ماشین رو از پاساژ اولیویوم برات خریدیم که سرگرم بشی و باهاش بازی کنی.آخه خیلی از اسباب بازی های خودت که برات آورده بودم استقبال نمی کردی و انگار برات تکراری شده بودن! پشت سر بابایی خیابان معروف "استقلال" هستش. نزدیک خیابان استقلال یک گلفروشی زیبا هم بود که آدم با دیدن گلهاش کلی انرژی می ...









